تبليغاتX
علی اصغری

درویش خان 

غلامحسین درویش معروف به درویش خان یكی از نامداراترین موسیقیدانان

ایران ، اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران است ، ماجرا از این قرار است

كه : آخر شب دوم اسفند ماه سال 1305 هجری شمسی جهت عزیمت

استاد از محفل موسیقی به منزل درشكه ای دو اسبه كرایه می كنند و استاد

سوار بر درشكه به طرف منزل حركت می نماید ، در آن زمان اتومبیل به تازگی

وارد خیابانهای شهر شده بود و تعداد آنها به سختی به 50 دستگاه می رسید

و همچنین اخذ گواهی نامه رانندگی هنوز وجود نداشت و رانندگان عموما"

ناشی بودند و قوانین راهنمایی و رانندگی نیز نه وجود داشت و نه اعمال

می شد ،زمانیكه درشكه حامل درویش خان از خیابان امیریه به سمت

شمال می پیچد ، اتومبیل فوردی از جهت مخالف با درشكه و اسبهای آن

تصادف می كند ، اسبهای درشكه درجا تلف می شوند و استاد از درشكه

به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد می كنند ، بلافاصله مردم

رسیده و مجروح را به بیمارستان نظمیه تهران كه بهترین بیمارستان آن زمان

تهران بود می رسانند ، اما متاسفانه ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر

موسیقی ایران بعد از 5 روز ، به دلیل ضربه مغزی فوت نموده و جامعه

موسیقی را سیاه پوش و داغدار فقدان خود می نماید . درویش خان در

زمان مرگ 54 ساله بود ، پیكر استاد را در گورستان ظهیر الدوله جنب

مزار مراد خود ظهیرالدوله داماد درویش مسلك ناصرالدین شاه دفن نمودند

مزار درویش خان در خیابان دربند گورستان ظهیر الدوله پایین آرامگاه

ظهیرالدوله می باشد.




روحش شاد و یادش گرامی باد


+ نوشته شده توسط علی اصغری در شنبه سی ام مرداد 1389 و ساعت 9:13 |

کره مریخ

کره مریخ به بالاترین درجه درخشش درآسمان شب در ۵ شهریور خواهد

رسید این وقتی است که در روز ۵ شهریور کره مریخ به فاصله ۳۴٫۶ میلیون

مایلی خود به زمین میرسدحتما در راس ساعت ۱۲:۳۰ ( نیمه شب) آسمان

را تماشا کنید . به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد این امر ۱۲۰۰ سال

1بار اتفاق خواهد افتاد این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس

زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید

این مطلب را به همه بگویید تا از تماشای این قدرت

خداوندی لذت ببرند


+ نوشته شده توسط علی اصغری در جمعه بیست و نهم مرداد 1389 و ساعت 18:54 |

هنر و زیبایی و زور و پول . . . . . 

از خیالات بیا بیرون . . . .  اینها مال من و تو نیست چون ما عادت نداریم به کسی . . . . . .


+ نوشته شده توسط علی اصغری در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 و ساعت 10:26 |

یه دوست معمولی    یه دوست واقعی

 

یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار می کنه

یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز می کنه و از خودش

پذیرایی می کنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اونها رو تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره

یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا رو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی می پرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ

نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه

یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره

یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

و بالاخره

یه دوست معمولی این حرف های منو می خونه و فراموش

می کنه

یه دوست واقعی اونو واسه همه و دوباره واسه خودم می فرسته
 
+ نوشته شده توسط علی اصغری در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 و ساعت 10:42 |

داستان خيابان جردن

مدتیست  اين سئوال برايم بي جواب مانده بود كه اسم خيابان جردن واقع در ميدان آرژانتين –افريقا  چرا نامگذاري شده است از  مغازه ها و خیابان سئوال کردم که جریان اسم این خیابان چیست ؟ولی تا کنون یک نفر هم پاسخ صحیحی به این موضوع نداده بود .امروز این ایمیل را گرفتم و بسیار افسوس خوردم که چه کسانی در تاریخ ما زحمت کشیده اند و ما آنها را نمیشناسیم و ارزش کار آنها را نمیدانیم . به هر حال لازم دیدم شما هم این مطلب را بخوانید

عکس یادگاری در مقابل مک ‌کورمیک‌ هال، در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی

 

دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.

جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.

دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.

به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:

.

دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.

دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می ‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمريكا در گذشت.

در سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.


بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.

کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳ در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.

از خاطرات و کلمات دکتر جردن

·         "من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند."

"بچه‏ها مملكت شما سابقهٔ درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و كوشش شما دارد. اميدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و كشورتان مفيد واقع شويد."

برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.

اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.

اگر از دانش‏آموزى سئوالى مى‏كرد و او بلد نبود، مى‏گفت: "كلّه به ‏كار، كدو كنار."

میگفت " سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!"

لوطى‏ را در معنايى منفى ـ در مايهٔ الواط ـ به ‏كار مى‏برد و مى‏گفت: "غيرت، همت، زحمت، كار، كوشش: اينها به آدم‏آباد مى‏رسد. سستى، بى‏حالى، كارنكردن، بارى‏ به ‏هرجهت بودن به لوطى‏آباد مى‏رسد."
+ نوشته شده توسط علی اصغری در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 و ساعت 9:51 |